نباید ,حالا ,ناراحت ,خودتون ,نباید ناراحت ,دیگه نباید
نمی دونم چقدر تجربه دارید که دلتون از خیلیا پر بوده باشه، خیلیا اذیتتون کرده باشن و شما به خاطر رعایت اخلاق فقط لبخند زده باشید و تحمل کرده باشید و هیچی نگفتید. حتی لحن صحبت کردنتون با اون طرف رو هم تغییر ندادید. خلاصه حتی غیر مستقیم هم به طرف تیکه ننداختید. بعد با این دل پر باید چکار می کردید؟ مثلا میرید یه جای خلوت یا میرید حرم و خودتون رو تخلیه می کنید.
حالا حساب کنید با این دل پر برید در خونه خدا و عشق بازی کنید( من میگم خودتون رو لوس کنید) : "یا رفیق من لا رفیق له"، "یا حبیب من لا حبیب له"، "یا من عند قلوب المنکسره" . خیلی حس خوبی داره. غیر قابل وصفه.
حالا فرض کنید میخواید معرفت خودتون رو نسبت به خدا افزایش بدید و در حین مطالعه به توحید افعالی می رسید. هر فعلی که صادر میشه فعل خداست و مستقل نیست. تو خوشت نیومده از اون فعل ولی حتما واسه رشدت لازم بوده. حالا دیگه نباید ناراحت بشی. اگه ایمان داری به توحید افعالی، دیگه ناراحتی از کارهای دیگران نباید معنایی داشته باشه.
و بعد می بینی نباید ناراحت بشی. و بعد ناراحت نمیشی. حالا چجوری باید با خدا مناجات کنی؟ چجوری خودت رو لوس کنی و بگی خدایا، ببین دلم رو شکوندن؟ دیگه نباید دلت با اینجور کارها بشکنه...
منبع اصلی مطلب : ارجعی الی ربک راضیه مرضیه...
برچسب ها : نباید ,حالا ,ناراحت ,خودتون ,نباید ناراحت ,دیگه نباید
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : عشق بازی